در محیط رقابتی امروز، نقش مدیر بازاریابی در موفقیت سازمان هر روز سنگین و سنگین تر می شه. مدیر بازاریابی باید همه فن حریف باشه و همونجوریکه توانایی بررسی منطقی داده های جمع آوری شده از بازار رو داره، خلاقیت کافی واسه ایجاد فرق از رقبا رو هم در خود بپروراند. در این مقاله به نکاتی اشاره شده که هر مدیر بازاریابی واسه رسیدن به موفقیت، به اونا احتیاج داره. بررسی این نکات به شما کمک می کنن دید گسترده تری درباره وظایف و عوامل موفقیت یک مدیر بازاریابی داشته باشین.

۱۱ نکته واسه اینکه مدیر بازاریابی موفقی شید آموزشی

خلاقیت-خلاق

 

همه مردم باور دارن «خودِ کالا مهم نیس، مهم اینه که اونو چه جوری بفروشین». این جمله در دنیای امروزی که درباره بیشترِ جنسا بازار رقابتی هست و خریدار می تونه کالای موردنیازش رو آزادانه از بین گزینه های جور واجور انتخاب کنه، تا حدی بزرگ نمایی آمیزه و بیشتر واسه شرایط «مونوپولی» یا «الیگوپولی/ انحصار چندجانبه» کاربرد داره که تعداد فروشنده ها محدود و خریداران زیاد هستن.

۱۱ نکته واسه اینکه مدیر بازاریابی موفقی شید آموزشی

در محیط رقابتی، کالا هم اهمیت بالایی داره و باید چندین احتیاج یا خواسته مصرف کننده رو رفع کنه. کارمندان بخش بازاریابی باید محصول رو واسه مخاطب معنی سازی کنن، اونو راه اندازی کنن و بازخورد بگیرن. تعجبی نداره که وظیفه ی مدیر بازاریابی در سازمان، یک وظیفه ی هدفمند حساب می شه و کارمندان بخش بازاریابی کم کم به سِمتای مدیریتی و حتی هیئت مدیره پیشرفت پیدا می کنن.

۱. بفهمین تو ذهن مصرف کننده چه میگذره

۱۱ نکته واسه اینکه مدیر بازاریابی موفقی شید آموزشی

پیشرفت برند یا برندهای شرکت، یکی از اصلی ترین وظایف مدیر بازاریابیه. پیشرفت برند به پیشرفت محصول کمک می کنه تا احتیاج یا مشکل مصرف کننده رو تشخیص بده. مدیر بازاریابی باید در کنار برندسازی، خودِ شرکت رو هم پیشرفت بده. مدیر ارشد بازاریابی ممکنه درگیر طراحی و ساخت لوگو، تعریف و طراحی محصول، پیشرفت، برندسازی، کمپینای تبلیغاتی، آزمون بازاریابی، راه اندازی شبکه پخش و … باشه. درک روحیات مصرف کننده و برنامه ریزی واسه برندسازی طبق اونا، مهم ترین عامل موفقیت هر مدیر بازاریابیه.

۱۱ نکته واسه اینکه مدیر بازاریابی موفقی شید آموزشی

۲. ذات فروش رو درک کنین

مدت زیادیه که در مجموعه مراتب سازمانی، جایگاه مدیر بازاریابی بالاتر از تیم فروش قرار میگیره، تیم بازاریابی درگیر مراحل خرده فروشی نمی شه بلکه این کار، جزو وظایف مدیران فروش و مدیران اجراییه. پس، خیلی مهمه که افراد بخش بازاریابی با بخش فروش رابطه تنگاتنگی داشته باشن و هنر فروش رو از نزدیک مشاهده کنن. مدیر بازاریابی احتیاج داره مهارتای فروش رو یاد بگیره تا به وسیله اونا بتونه افراد شرکت رو واسه قبول کردن راه حل ، ایده ها، تعریف وظایف و تصمیمات خود قانع کنه. درسته که مدیر بازاریابی لازم نیس کار فروش در خرده فروشیا رو بکنه، اما خوبه که روحیات مشتری و جست و خیز خرده فروشی رو درک کنه. خرده فروشان نقش بسیار مهمی در گسترش برند در لحظه خرید دارن و این نقش نباید از چشم مدیر بازاریابی دور بمونه.

۳. پرانرژی باشین و ایده پردازی کنین

ایده ی ساده ی جنسای جدید از بخش بازاریابی میاد و بعد به مدیران ارشد منتقل می شه. درصورتی که مدیریت با ایده موافقت کنه، به بخش فنی منتقل می شه تا امکان اجرای اون سنجیده شه. مدیر بازاریابی باید ایده پردازی کنه و نسبت به شغلش، کالا و ارائه اون به بازار هدف، شور و شوق نشون بده. اگه خود مدیر بازاریابی انرژی و ذوق نداشته باشه، هرچقدر هم که شرکت واسه پروموشنا هزینه کنه، بی فایده هستش.

انرژی بخش بازاریابی باید در تموم شرکت نفوذ و به بخشای دیگر هم انتقال کنه. همین موضوع احتمال موفقیت کالا و برند رو بالا می بره.

۴. قدرت انجام چند کار با هم رو داشته باشین

برخلاف مهارتای دیگر، مدیر بازاریابی باید مهارت این رو داشته باشه که به طور با هم روی چند کار تمرکز کنه و اونا رو به آخرسر برسونه. مدیر بازاریابی باید هم بتونه داده های ثانویه رو بررسی کنه، هم مصاحبه ی ساده رو بکنه، هم بازخورد مشتریان درباره جنسای جدید رو بررسی کنه و هم تیم پیشرفت رو هدایت کنه.

اون باید با تیمای ، فروش و روابط عمومی رابطه داشته باشه تا به نتایج بهتری برسه. باید قادر باشه گزارشا و یافتها رو به موقع به مدیریت برسونه تا بتونه نظر اونو جلب کنه. تموم این تواناییا، یعنی اینکه مدیر بازاریابی باید مهارت رابطه مؤثر، مهارت ارائه، قدرت بررسی میزان بازگشت سرمایه و کمپینای تبلیغی رو داشته باشه.

در شرکتایی که بخش روابط عمومی ندارن، این وظیفه ی مدیر بازاریابیه که با رسانه ها در رابطه باشه و تصویر شرکت رو پیشرفت بده. در زمانایی هم که تصویر شرکت به دلیل اتفاقی خراب شده، بخش بازاریابی باید شرایط رو کنترل کنه تا تصویر شرکت رو در نظر رسانه ها بهبود بخشد.

۵. تنها روی رقابت در صنعت خودتون تمرکز نکنین

۱۱ نکته واسه اینکه مدیر بازاریابی موفقی شید آموزشی

با پیشرفت تکنولوژی، شرایط به دسته ای شده که ممکنه در صنعتی غیر از صنعت خودتون هم حریف داشته باشین! مثلا حریف اصلی دوربینای عکاسی، موبایلایی هستن که هم توانایی عکس گرفتن دارن و هم خیلی راحت عکسا رو به وسیله های دیگر انتقال میدن.

کارکنان بازاریابی باید روی کمه کم پنج شرکتی که در بخش ی کاری شرکتِ خودشون نیستن اما احتمال داره حریف اونا بشن، تحقیقی خلاصه بکننن. اگه در صنایعی مثل خدمات حمل و نقل یا تحویل غذا کار می کنین، احتمال اینکه حریفایی در بخش یای دیگر داشته باشین، بالاست. پس حواس تون رو جمع کنین.

۶. کاری کنین پیامای برندتون کوتاه و به درد بخور باشه

کالای شما قاعدتا فایده ای به مخاطب میرسونه. مثلا، راحتی اونو بیشتر می کنه، خدمات رو سریع تر می کنه، هزینه ها رو پایین میاره و چیزای دیگه ای به جز اینا. پس خیلی مهمه که بتونین فایده ای رو که به مخاطب می رسانید، به شکل جملات ساده و قابل فهم بهش منتقل کنین. بعضی کارشناسان بر این باورند کمپین تبلیغاتی خوب کمپینیه که متمرکز، ساده و شفاف باشه و تو ذهن مخاطب نفوذ کنه. فرقی نمی کنه وسیله تبلیغاتی چی باشه، مهم اینه که بتونین از روشی خنده دار، احساسی یا … پیام خود رو روشن به مخاطب برسونین.

۷. نمونه آزمایشی رو فراموش نکنین

بعضی وقتا اعتماد به نفس کاذب کار دست شرکتا می ده. حتی اگه جذاب ترین برندها رو هم داشته باشیم، اگه کالا رو بدون نسخه آزمایشی روونه بازار کنیم، ممکنه شکست بخوریم. پخش آزمایشی کالا کمک می کنه مشکلات اونو پیدا کنیم، شبکه های ارتباطی رو گسترش بدیم و قبل اینکه دیر شه، به دنبال راه چاره باشیم. در سالای گذشته خیلی از برندهای لپ تاپ، گوشی موبایل و اتومبیل ، انجام دهنده همین اشتباه شدن و کالاهایی به بازار عرضه کردن که مشکلات فنی داشتن یا با استانداردهای جامعه همخوانی نداشتن و پس از پخش انبوه مجبور شدن تموم جنسای خود رو از بازار جمع آوری کنن.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   صلاحیت دادگاه انقلاب در چه مواردیه؟ 

۸. به جای تمرکز روی ظاهر کالا، روی احتیاج مشتری تمرکز کنین

۱۱ نکته واسه اینکه مدیر بازاریابی موفقی شید آموزشی

توجه به نیازای مشتری، مهم تر از زیبایی و ظاهر محصوله. بعضی وقتا اولویت روی جذابیت ظاهری محصول قرار میگیره. واسه موفقیت لازمه بدونیم مشتری کیست، چه رفتاری داره و چه محرکایی اونو به خرید مجبور می کنه. انتخاب طراحی و رنگ محصول باید طبق این عوامل باشه نه طبق عرف رقبا یا سلیقه ی شخصی.

۹. به جای تمرکز روی بازاری وسیع، روی یک بازار هدف خاص تمرکز کنین

خیلی از بازاریابا نگاه طمع کارانه ای روی بازار هدف دارن. اونا سعی می کنن سهم بازار بیشتری داشته باشن و خیل بزرگی از بازار رو با کالای خود راضی کنن. اونا خیلی راحت میگن اگه ۱۰٪ بازار رو مخاطب خود در نظر بگیریم، سودمون بیشتر از زمانی هستش که روی بازار هدف کوچیکی تمرکز کنیم. درصورتی که رقابت بیشتر، حاشیه سود کمتر، هزینه های تبلیغاتی بالاتر و … رو در محاسبات خود دید نمی کنن. ضمنا، درصورتی که بازار هدف متمرکز باشه، میشه واسه مشتریان پروفایل تشکیل داد و به اونا خدمات و شخصی سازی شده ارائه داد.

۱۰. از نعمت داده کاوی استفاده کنین

تا همین چند سال پیش، بررسی بازار تنها با مطالعه داده های دست دوم سازمانای دولتی، تحقیقات بازار به شکل سطحی و تجربه های شهودی ممکن بود. اما الان با افزایش ظرفیت کامپیوترها و تکامل سیستمای پایگاه داده، اطلاعات زیادی در مورد ی فروش، رفتار مصرف کننده، میزان فروش خرده فروشی، رفتار خرید آنلاین و … به طور منظم یا غیر منظم قابل دستیابیه. انقلاب بزرگی در داده کاوی اتفاق افتاده که استفاده از اون به بازاریابان کمک می کنه رفتار مصرف کننده رو بهتر بفهمن و دیدگاه واقعی تری داشته باشن.

۱۱. رسانه های اجتماعی رو در خط مقدم قرار بدین

۱۱ نکته واسه اینکه مدیر بازاریابی موفقی شید آموزشی

قبلا مدیران بازاریابی عادت داشتن از راه رسانه های جمعی یا به طور فیزیکی ( بنری و …) با بازار هدف در رابطه باشن. اما الان اینترنت، سایت و رسانه های اجتماعی (اینستاگرام، فیسبوک، توئیتر، تلگرام و …) به سرعت رشد کردن و جست و خیز و بازاریابی رو تغییر دادن.

هیچ مدیر بازاریابی نمیتونه قدرت تکنولوژیای جدید مثل موبایل و اپلیکیشنای اونو ندیده بگیره. این وسیله ها کمک می کنن راحت تر به مخاطبان جوون دسترسی داشته باشیم. لازم نیس از مسائل فنی این تکنولوژیا سر در بیاریم، تنها کافیه مثل یک جوون فعال، در شناخت و استفاده از این وسیله ها در جهت انتقال پیام خود به بازار هدف استفاده کنیم.

نتیجه گیری

تغییر سریع بازار، تکنولوژی، روند رکود اقتصادی، رقبا و کوتاه شدن چرخه عمر محصول باعث شده کار مدیر بازاریابی سخت و سخت تر شه. دیگر اون زمان که هر شرکتی کالای منحصربه فردی داشت، گذشته. حتی سری جدید اجناس اپل هم در شرایطی چالشی و رقابتی قرار دارن. بزرگ ترین بُرد در بازار، وقتیه که نام برند شما به جای نام خود کالا استفاده شه، مثل تاید، کلینکس، زیراکس، اسنپ و چیزای دیگه ای به جز اینا.

مدیر بازاریابی در دنیای امروزی جدا از اینکه اینکه به راه حل احتیاج داره، باید خلاق هم باشه. واسه طراحی راه حل به نیم کره ی چپ مغز و واسه خلاقیت به نیم کره ی راست مغز نیازه. پس مدیر بازاریابی باید قدرت استفاده از هردو نیم کره ی مغز خود رو داشته باشه و همونجوریکه تحلیلگر خوبیه، خلاقیت خوبی هم داشته باشه.

اون باید از راه داده ها و گزارشای محکم، مدیریت رو راضی کنه تا راه حل اش رو قبول کنه. مدیر بازاریابی باید رؤیاپرداز باشه و واسه نوآوری، انگیزه داشته باشه. اون باید قبل از هر کمپین یا رونمایی و معرفی محصول از خودش بپرسد این اقدام به جایگاه برند شرکت کمک می کنه؟ این اقدام به ارزش فعالیتای شرکت اضافه می کنه؟

مدیر بازاریابی موفق، نگاه بلندمدتی داره و خود رو با اهداف کوتاه مدت دلخوش نمی کنه. نیروهای فروش فقط به فکر تغییر رقم فروش هستن و به اقدامایی مثل حراج، پروموشنای کوتاه مدت یا رونمایی از اجناس کم ارزش دست میزنن که تصویر برند رو در بلندمدت خراب می کنه.

سادگی، یکی از مهم ترین عوامل واسه ارتباطات بازاریابیه. هر برند، تنها چند ثانیه از وقت مخاطبان رو در اختیار داره تا اثر خوبی روی اونا بزاره. پس خیلی مهمه که در این چند ثانیه، امتیاز نسبی کالا، روش استفاده، محل خرید و … عنوان شن.

یک مدیر بازاریابی موفق حس زیبایی شناسی بالایی داره و به تیم طراحی کمک می کنه تا بسته بندی اجناس، طراحی لوگو و کمپینای تبلیغاتی رو به درستی بکننن. اونا باید بلد باشن بین هزینه های فعالیتای تبلیغاتی تعادل بسازن تا میزان بازگشت سرمایه از این فعالیتا بالا و بالاتر رود.

برخلاف مدیران بازاریابی گذشته، مدیر بازاریابی امروزی باید با تکنولوژی، رویدادهای جدید، رسانه های اجتماعی و محیط فرهنگی همگام باشه. اون باید بدونه چه ارزشا و انگیزهایی روی رفتار مصرف کننده اثر می ذارن. اون جدا از اینکه دید ملی، باید دید بین المللی هم داشته باشه، چون ممکنه حریف بعدی، نه یک حریف داخلی، بلکه رقیبی خارجی و ارزون تر مثل کالای چینی باشه.

هم حالا حریف اصلی شرکتای داروسازی، شرکتای اینترنتی هستن که اجناس رو با قیمت ارزون تری ارائه میدن. مدیر بازاریابی امروزی باید با فرصتا و تهدیدهای زیادی دست و پنجه نرم کنه. مثلا نگرانیایی که به وسیله فضای اجتماعی، فروش آنلاین، داده کاوی ساده، کسب و کارای جهانی و تکنولوژی موبایل به وجود اومده. اون باید قادر باشه حتی در این محیط جدید و چالشی هم کالای خود رو خوب ارائه بده.

شرکت «پروکتر ان گمبل»، بخش بازاریابی خود رو به مدیریت برند تغییر داده. این جور هر مدیری مسئولیت طراحی راه حل، برنامه ریزی و اجرای یک برند به ویژه رو عهده داره. در ایران هم این اتفاق زیاد میفته اما متأسفانه فرق مدیر بازاریابی و مدیر برند در ایران خیلی شفاف نیس.


دسته‌ها: آموزشی