در داخل مرزهای هر سرزمینی، مردم واسه حل اختلافات خود به دادگاهای اون کشور یا هنگام اتفاق جرمی واسه شکایت یا گزارش اون جرم به دادسراها مراجعه می کنن. یعنی، منبع صالح واسه رسیدگی به اختلافات افراد حقیقی و حقوقی دادگاهای همون کشور هستن. اما لازمه کمی کلان تر به موضوع نگاه کنیم. وقتی دولتا در روابط خود دچار مشکل می شن یا اختلافی بین اونا رخ می ده، چه نهادی می تونه به عنوان قاضی بین اونا قرار بگیره و به حل وفصل اختلافات بده؟ قدرتی بالاتر از قدرت دولتا هست که دارای جایگاهی باشه که به ارسال رأیی زور آور بده و دولتا از تصمیمش پیروی کنن؟

پس و در این نوشته می خواهیم با صلاحیت دیوان بین المللی دادگستری آشنا شیم با ما همراه باشین.

 

در سطح بین المللی، رسیدگی به اختلافات قانونی بین کشورها در صلاحیت «دیوان بین المللی دادگستری» است که بخش قضایی سازمان ملل متحد حساب می شه. این نهاد در سال ۱۹۴۵، در شهر لاهه ی هلند تأسیس شد. اولین پرونده ای که در این دیوان بررسی شد، مربوط به تنگه ی کورفو بود که در سال ۱۹۴۷ مطرح شد. اولین سؤالی که مطرح می شه اینه که همه دولتا در هر نقطه ای از کره ی زمین می تونن به این دیوان مراجعه کنن؟ صرف تشکیل یک دولت و داشتن مرزهای سرزمینی، به کشورها امکان مراجعه به دیوان رو می ده؟

طبق بند ۱ ماده ۳۵ پایه نامه ی دیوان، دولتای امضاکننده ی پایه نامه، حق طرح دعوا رو در دیوان دارن، اما در کنار این پایه نامه، بند ۱ ماده ۹۳ منشور ملل متحد هم تصریح می کنه که همه اعضای ملل متحد به خودی خود از پذیرندگان پایه نامه ی دیوان هستن. پس تموم دولتای عضو سازمان ملل متحد می تونن در صورت بروز اختلاف با شرایط مربوط به دیوان مراجعه کنن. اما کشورهایی که عضو سازمان ملل متحد نیستن هم، حق طرح دعوا رو در دیوان دارن؟

بند ۲ ماده ۹۳ منشور ملل متحد میگه: «شرایطی که به موجب اون کشورهای غیرعضو سازمان ملل می تونن از پذیرندگان پایه نامه ی دیوان بین المللی دادگستری به حساب آیند، در هر مورد خاص، بنا به پیشنهاد ی شورای امنیت و به وسیله مجمع عمومی ملل متحد مشخص می شه.» پس عضویت در سازمان ملل متحد واسه مراجعه به دیوان لزومی نداره، بلکه دولت غیرعضو می تونه از سازمان ملل متحد بخواد که اجازه طرح دعوا در دیوان رو بهش بده. لازمه بدونیم که به خاطر این که تنها دولتا می تونن در دیوان طرح دعوا کنن، سازمانای بین المللی حتی در موضعِ «خونده» هم نمی تونن در برابر دیوان حاضر شن. البته برابر ماده ۳۴ پایه نامه ی دیوان، امکان همکاری بین این سازمانا و دیوان در مواردی مثل دریافت اطلاعات موردنیاز هست.

صلاحیت دیوان بین المللی دادگستری

صلاحیت دیوان بین المللی دادگستری چیه؟  آموزشی

صلاحیتای دیوان بین المللی دادگستری رو میشه به دو دسته تقسیم کرد: یکی صلاحیت ترافعی و دیگری صلاحیت مشورتی.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   شوکران خیانت در کمین خونواده های ایرونی 

«صلاحیت ترافعی» به این معنیه که درخصوص دعوای مطرح شده، دیوان به حل وفصل دعوا می پردازه و در مورد اون رأی صادر می کنه، اما «صلاحیت مشورتی» در مواردیه که شورای امنیت، مجمع عمومی سازمان ملل متحد، بعضی ارکان و سازمانای تخصصی از دیوان نظر مشورتی خواسته می کنن.

صلاحیت ترافعی

همونجوریکه اشاره شد، دیوان بین المللی دادگستری از ارکان سازمان ملل متحد حساب می شه. اعضای سازمان ملل متحد دولتا هستن و به جز دولتا هیچ شخص حقیقی یا حقوقی حق طرح دعوا و مراجعه به دیوان بین المللی دادگستری رو نداره. البته باید به یک مورد استثنا یعنی حق حمایت دیپلماتیک هم اشاره کرد. در شرایطی که بین افراد حقیقی یا حقوقی خصوصی با یک دولت خارجی اختلافی به وجود آید، اگه دولت متبوعه ی اون، اقامه ی طرح دعوا از طرف اونو برعهده بگیره، می تونه در دیوان، علیه دولت خارجی اقامه ی دعوا کنه. این استثنا نیازمند شرایطیه؛ مثل اینکه دولت خارجی از اجرای عدالت در مورد اون شخص پرهیز کنه، مرجعی واسه رسیدگی به دعوای اون شخص علیه دولت خارجی در داخل کشور وجود نداشته باشه، رسیدگی در مراجع قضایی داخلی تا آخرین مرحله انجام پذیرفته ولی اون شخص مدعی باشه که به حق خود نرسیده.

دیوان برابر اساسنامه ی خود، با دلیل به اصول خاصی رأی صادر می کنه. این اصول عبارت ان از:

  • کنوانسیونای بین المللی طبق مقرراتی که کشورهای طرف دعوا به روشنی اونا رو پذیرفته ان؛
  • عرف بین المللی؛
  • اصول قانونی کلی که دولتا اونو پذیرفته ان؛
  • تصمیما و آرای قضایی و دکترین ملتا.

صلاحیت مشورتی

برابر بند ۱ ماده ۶۵ منشور سازمان ملل متحد، مجمع عمومی یا شورای امنیت می تونن از دیوان درباره هر مسئله ای خواسته نظر مشورتی کنن. بقیه ارکان سازمان ملل متحد و سازمانای تخصصی هم می تونن با تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد خواسته نظر مشورتی داشته باشن. سازمانای تخصصی که اینجور اجازه ای رو از مجمع عمومی می گیرن، فقط می تونن در مورد مسائل مطروح شده در حدود فعالیت شون از دیوان نظر مشورتی خواسته کنن.

نکته مورد توجه درخصوص نظر مشورتی دیوان اینه که رأی مشورتی زور آور نیس. دیوان بارها این ویژگی رأی رو گفته. به طور مثال دیوان در رای ۳۰ مارس ۱۹۵۰ خود، میگه: «جواب دیوان فقط دارای ویژگی مشورتیه؛ پس هیچ قدرت زور آوری نداره… .» اما در صورت تصریح، رأی دیوان می تونه زور آور باشه. به طور نمونه، کنواسیون ۱۹۴۶ دربار ه ی امتیازات و مصونیتای ملل متحد، پیش بینی می کنه که در صورت بروز اختلاف بین سازمان ملل متحد و دولتای عضو درباره اعمال و تفسیر این کنوانسیون، دیوان به عنوان مشورت درگیر این می شه و دو طرف پایبند می شن که نظریه ی ابرازی رو قبول کنن.


۱

دسته‌ها: آموزشی

دیدگاهتان را بنویسید