قصاص در کلمه فارسی به معنای مجازات، جبران، تلافی و معامله به مثل اومده؛ و در اصطلاح فقهی انجام عملی دقیقا مثل عملیه که فاعل انجام داده. به بیان دیگر، فقها قصاص رو انجام کاری مثل جنایت ارتکاب یافته (قتل، قطع، ضرب یا زخم) علیه جانی دانسته ان.

برابر ماده ۱۶ قانون مجازات اسلامی پذیرفته شده ۱۳۹۲ قصاص، مجازات اصلیِ جنایات عمدی بر نفس، اعضا و منافعه.

شرایط عمومی ثبوت قصاص

۱. تساوی در دین

ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی تساوی در دین رو مثل شرایط ثبوت قصاص دانسته و میگه که اگه مجنی علیه (شخصی که مورد جنایت هستش) مسلمان باشه، مسلمان نبودن انجام دهنده مانع قصاص نیس. سؤالی که پیش میاد اینه که اگه قاتل پس از ارتکاب قتل، دین خود رو عوض کنه بازم میشه اونو قصاص نمود؟ جواب اینه که هروقت کافری انجام دهنده قتل کافری شه و بعد مسلمان شه به دلیل تصریح قانون قصاص نمیشه؛ پس میشه نتیجه گرفت که قاتل مسلمان در برابر مقتول غیرمسلمان قصاص نمی شه اما عکس لازم الصدق نداره، یعنی همونجوریکه بیان شد اگه مقتول مسلمان باشه اما قاتل مسلمان نباشه، قاتل قصاص میشه؛ اما در تموم موارد، پرداخت دیه برعهده ی قاتله و امکان تعزیر اون هم هست (۳ تا ۱۰ سال حبس).

۲. از دست دادن رابطه بابایی

قصاص در صورتی ثابت می شه که انجام دهنده پدر یا از اجداد بابایی مجنی علیه نباشه. این ادعا که انجام دهنده پدر یا از اجداد بابایی مجنی علیهه باید در دادگاه ثابت شه و در صورت نبود اثبات، حق قصاص طبق مورد با سوگند ولی دم یا مجنی علیه یا ولی اون ثابت می شه. گرچه پدر یا جد بابایی قصاص نمی گردند اما باید دیه ی قانونی رو پرداخت کنن که خود هم از اون سهمی نمی برند و به ۳ تا ۱۰ سال حبس تعزیری هم محکوم می گردن. لازم به ذکره در این مورد تساوی در دین ضرورتی نداره، یعنی اگه بابایی که کافره بچه مسلمان خود رو به قتل برسونه یا مضروب و زخمی کنه قصاص نمیشه. در مورد بقیه اشخاصی که با مقتول قرابت نسبی یا سببی دارن معافیتی پیش بینی نشده و قصاص اجرا میشه، بچه به خاطر قتل پدر قصاص می شه.

۳. تساوی در عقل

با توجه به اینکه عقل مهم ترین ویژگی آدم و درواقع فارق بین اون و حیوانه، نمیشه آدم عاقل و دیوونه رو برابر دونست، چون فرق فاحشی بین اونا هست. مشهور فقهای شیعه فکر می کنن که اگه آدم عاقل، دیوونه ای رو به قتل برسونه قصاص نمی شه. قانون مجازات کشور ما هم همین نظر رو پذیرفته و ثبوت قصاص رو به عاقل بودن مجنی علیه منوط کرده. البته انجام دهنده جنایت عمدی نسبت به مجنون جدا از اینکه اونکه باید دیه پرداخت کنه به تعزیر مقرر در قانون هم محکوم می شه. (۳ تا ۱۰سال حبس)

شرایط لازم واسه قصاص عضو

۱. تساوی اعضا در سالم و کامل بودن

عضو کامل در برابر عضو ناقص قصاص نمی شه، اما عضو ناقص در برابر عضو کامل قصاص می شه که در این صورت انجام دهنده باید مابه التفاوت دیه رو بده.

عضو ناقص عضویه که بدون بخشی از اعضا باشه، مثل دستی که بدون یک یا چند انگشت یا بدون بخشی از یک یا چند انگشته. و منظور از عضو ناسالم عضویه که منفعت اصلی اون از بین رفته باشه، مثل عضو فلج و وگرنه عضو سالم حساب می شه گرچه دارای ضعف یا مریضی باشه. ناسالم بودن عضو رو باید در عرف مشخص نمود. مثلا عیوبی که در کارکرد عضو اثر مهمی نداشته و فقط باعث کمی منفعت باشه موجب نمی شه که اون عضو رو با یک عضو سالم برابر ندانیم. مثلا طبق قانون چشم سالم در برابر چشمایی که از نگاه دید یا شکل معمولی نیستن قصاص می شه؛ چون بین چشمی که سالمه با چشمی که از دید دید معمولی نیس (مثلا دوربین یا نزدیک بین) است فرق فاحشی وجود نداره تا باعث سقوط قصاص شه. واسه همین قانون گذار عضوی رو که منفعت اصلی اون از بین نرفته گرچه دارای ضعف یا بیماریه عضو سالم حساب کرده.

۲. تساوی اعضا در اصلی بودن

قصاص عضو اصلی در برابر عضو غیراصلی ممکن نیس. پس اگه کسی عضو زاید دیگری رو قطع کرده باشه (مثل انگشت ششم) اگه خود دارای عضو زاید مثل باشه قصاص می شه، وگرنه به پرداخت «ارش» محکوم می شه.

ارش دیه ی غیرمقدره، یعنی میزان اون در شرع مقدس اسلام و در قانون تعیین نگردیدهه و دادگاه با دید نوع و کیفیت جنایت و اثر اون بر سلامت مجنی علیه و میزان ضرر وارده با در نظر گرفتن دیه ی مقدر و با جلب نظر کارشناس میزان اونو تعیین می کنه.

۳. تساوی در محل عضو زخمی یا مقطوع

برابر قانون، محل عضو مورد قصاص باید با مورد جنایت یکی باشه. مثلا جنایت بر دست راست مجنی علیه موجب قصاص دست راست جانی میشه. راست دست یا چپ دست بودن جانی یا مجنی علیه تأثیری در این حکم نداره؛ اما اگه مجرم دست راست نداشته باشه دست چپ اون و اگه دست چپ هم نداشته باشه پای اون قصاص میشه. به طور مثال اگه شخصی دستِ راست ۴ نفر رو قطع کنه، دستا و پاهای اون در قبال این جنایت قصاص میشه.

۴. نبود تلف جانی یا عضو دیگر اون

هروقت در اجرای قصاص عضو یا زخم، ترس مرگ جانی یا تلف شدن عضو دیگری غیر از عضو مورد قصاص وجود داشته باشه قصاص اجرا نمی شه و تبدیل به دیه میشه.

۵. بیشتر نشدن قصاص از جنایت

مبنای قصاص رعایت برابری بین جنایت و مجازاته. واسه حصول اطمینان از این و رعایت تساوی قصاص با جنایت، باید حدود جراحت اندازه گیری شه و هر چیزی که مانع از استیفای قصاص یا موجب ازدیاد اون باشه برطرف شه؛ و در صورت محال بودن رعایت تساوی یا به اصطلاح فقها اونجا که ترس ورود ضرر به جون یا عضو دیگر فرد جانی برود قصاص ثابت نمیشه.

شرایط اجرای قصاص

شرایط قصاص و جزئیات مربوط بهش چیه؟  آموزشی

۱. خواسته مجنی علیه یا اولیای دم

در جنایات وارده بر عضو آدم، خود مجنی علیه و در جنایات وارده بر نفس، اولیای دم باید مطالبه اجرای قصاص داشته باشن وگرنه قصاص قابل اجرا نمیشه. برابر ماده ۳۵۱ قانون مجازات اسلامی پذیرفته شده ۱۳۹۲ ولی دم همون ورثه ی مقتوله به جز زوج یا زوجه ی اون که حق قصاص ندارن. البته طبق تصریح ماده ۳۵۳ قانون مجازات اسلامی، درصورتی که صاحب حق قصاص فوت کنه، حق قصاص به ورثه ی اون منتقل می شه حتی اگه همسر مجنی علیه باشه. مثلا اگه مقتول با دخترعموی خود ازدواج کرده باشه و به دلیل نداشتن وراثی از طبق اول و دوم تنها ولی دم اون عمویش باشه، با فوت عموی اون، دخترعموی اون که همسرش هم هست وارث حق قصاص میشه. جنسیت اولیای دم مهم نیس و می تونه مرد یا زن (مثلا دختر، خواهر یا مادر مقتول) باشه. جدا از اینکه اون جنین هم برابر ماده ۳۵۵ قانون اشاره شده، اگه زنده متولد شه ولی دم حساب می شه.

شرایط قصاص و جزئیات مربوط بهش چیه؟  آموزشی

۲. اذن مقام معظم رهبری

اجرای قصاص مثل هر مجازات دیگری از اختیارات حکومته؛ چون اجرای مجازات و به ویژه قصاص نیازمند رعایت اصول و مقرراتیه که نبود رعایت اونا موجب هرج ومرج و تضییع حقوق افراد میشه. واسه همین قانون مجازات اسلامی بر ضرورت استیذان از مقام معظم رهبری یا نماینده ی اون قبل از اجرای قصاص از طرف ولی دم تأکید کرده.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   شخصیت برند چیه و چه جایگاهی در کسب و کارا داره؟ 

۳. اذن مجنی علیه یا اولیای دم

همونجوریکه ارسال حکم قصاص در مورد جراحات به شرط مطالبه مجنی علیه و در مورد قتل به شرط خواسته اولیای دمه، اجرای اونم نیازمند خواسته آنهاست؛ پس اگه کسی شخصِ محکوم به قصاص رو بدون اذن ولی دم بکشه محکوم به قصاص میشه. دلیل این اینه که شخصی که به باعث قتل محکوم به قصاص می شه مهدور الدم مطلق نیس تا کشتن اون از طرف هرکی موجب ساقط شدن قصاص و دیه شه، بلکه طبق تصریح بند پ ماده ۳۹۲ قانون مجازات اسلامی تنها نسبت به مجنی علیه یا اولیای دم خود مقتول، مهدور الدمه. البته اگه شخصی با باور و با تصور اینکه قاتل مهدور الدمه اونو بکشه می تونه از امتیاز ماده ۳۰۳ قانون مجازات اسلامی استفاده کنه و قصاص نشه و قتل اون شبه عمد بوده و تنها طبق قانون تعزیرات قابل تعزیره. اگه اولیای دم مقتول زیاد باشن و یکی از اونا بدون اذن بقیه مجازات قصاص رو علیه شخص محکوم به قصاص اجرا کنه، نمیشه اونو محکوم به قتلی دونست که موجب قصاصه؛ چون این حکم مختص مواردیه که شخصی غیر از اولیای دم اقدام به کشتن قاتل می کنه. در اینجور مواردی ولی دمی که بدون اذن بقیه اقدام به قصاص قاتل کرده ضامن سهم بقیه از دیه (در صورت مطالبه اونا) هستش.

در مورد اصطلاح «مهدور الدم» قابل ذکره که مهدور از واژه هدر و به معنای باطل بودنه و مهدور الدم کسیه که خونش هدره و قانون از خون اون حمایت نمی کنه و کشتن اون قصاص و دیه ای نداره. در مقابل محقون الدم به معنای کسیه که خونش پاک بوده و مورد حمایت قانونه، پس کشتن اون موجب قصاص هستش. مهدور الدم به دو دسته مطلق و نسبی تقسیم می شه. مهدورالدم مطلق در برابر همه افراد یه جوره، به این معنا که هرکی این شخص رو بکشه قصاص و دیه ای نداره اما مهدورالدم نسبی فقط نسبت به افراد معینی که قانون تعیین کرده مهدورالدم تلقی می شه، یعنی فقط درصورتی که افراد نامبرده شده به وسیله قانون اقدام به کشتن این شخص کنن قصاص و دیه ندارن وگرنه انجام دهنده مستحق قصاص هستش. مثلا مستحق قصاص نفس یا عضو فقط نسبت به صاحب حق قصاص و به مقدار اون قصاص نمیشه. همونجوریکه توجه می کنیم قانون گذار مستحق قصاص نفس رو فقط نسبت به صاحب حق قصاص مهدورالدم تلقی کرده، پس اگه شخص ثالثی اقدام به کشتن مستحق قصاص کنه قاتل تلقی شده و محکوم به قصاص میشه.

۴. پرداخت برتری دیه

در پاره ای از موارد انجام دهنده جنایت علیه نفس (قتل)، یا مادون نفس (جراحات وارده بر عضو) رو تنها در صورتی میشه قصاص نمود که مبلغی به عنوان فاضل دیه بهش یا بعضی وقتا به بقیه اولیای دم پرداخت شه. پرداخت مازاد دیه طبق مقررات قانون مجازات اسلامی باید قبل از اجرای قصاص باشه. این مبلغ جزءِ اموال قصاص شونده بوده و قابل هرگونه دخل و تصرف به وسیله اون تا قبل از مرگ اوست. تا قبل از پرداخت مازاد دیه امکان قصاص وجود نداره و باید هرزمانی که خواسته کننده قصاص قادر به پرداخت شد پس از استیذان از مقام معظم رهبری حکم قصاص برابر مقررات قانونی به مرحله اجرا دربیاد. البته اگه مقتول یا صاحب حق قصاص طلبی از انجام دهنده داشته باشه طلب نامبرده با رضایت صاحب اون، گرچه بدون رضایت انجام دهنده، به عنوان فاضل دیه قابل محاسبه.

یکی از مواردی که لازمه پرداخت فاضل دیه به قاتله در مورد قتل زن مسلمانه، قانونا دیه ی زن مسلمان نصف دیه ی مرد مسلمانه، پس اگه مردی اقدام به کشتن زنی بکنه، چون دیه ی زن نصف دیه ی مرده، اولیای دم در صورتی می تونن مرد رو قصاص کنن که قبل از اجرای قصاص نصف دیه ی کامل مرد رو بهش پرداخت کنه.

یکی از موادی که در قانون مجازات اسلامی پذیرفته شده ۱۳۹۲ واسه اولین بار به وسیله قانون گذار تهیه گردیده و بسیار جالب توجه موردیه که جنایت نظم و امنیت عمومی رو بر هم زند یا احساسات عمومی رو جریحه دار کنه و مصلحت در اجرای قصاص باشه اما خواهان قصاص تمکن از پرداخت فاضل دیه یا سهم دیگر صاحبان حق قصاص رو نداشته باشه. در این صورت با خواسته دادستان و تائید رئیس قوه قضائیه مقدار فاضل دیه از بیت المال پرداخت می شه.

۵. نبود آزار رسانی به جانی

قصاص نفس فقط به شکلای معمولی که کمترین آزار رو به قاتل میرسونه جایزه و مُثله کردن اون پس از قصاص ممنوع و موجب دیه و تعزیر مقرر در قانونه، (مُثله کردن به معنای تکه تکه کردن بدن قاتل بعد از اجرای قصاصه.) هم اینجور وسیله قطع و زخم در قصاص عضو باید تیز، غیر آلوده و مناسب با اجرای قصاص باشه و اذیت انجام دهنده بیشتر از مقدار جنایت اون ممنوع و موجب تعزیر مقرر در قانونه. (اذیت به معنای رنج و عذاب دادن انجام دهنده جنایته) درمون و بی هوش کردن انجام دهنده و بی حس کردن عضو اون پس از اجرای قصاص جایزه ولی طبق قانون قصاص کردن انجام دهنده در جنایت بر عضو بدون بی هوش کردن اون یا بی حس کردن عضو اون حق مجنی علیهه، مگه اینکه جنایت در حال بی هوشی یا بی حسی عضو مجنی علیه اتفاق افتاده باشه.

مشکلات اجرای قصاص

شرایط قصاص و جزئیات مربوط بهش چیه؟  آموزشی

منظور از مشکلات اجرای قصاص عواملی هستن که اجرای قصاص رو به طور موقت با مانع روبرو میسازن که به دو مورد از مهم ترینِ اونا اشاره می کنیم:

۱. باردار بودن زن محکوم به قصاص

هروقت زنی که محکوم به قصاصه باردار باشه، مثل این که پس از ارتکاب جنایت یا قبل از اون باردار شده باشه و مثل اونکه حمل اون قانونی باشه یا حروم، اجرای قصاص اون به تعویق میفته. بعد از وضع حمل هم تا زمانی که زندگی طفل به مادرش وابسته نمیشه قصاص رو اجرا نمود.

۲. فرار جانی و نبود دسترسی بهش

در صورت فرار قاتلی که محکوم به قصاص نفسه، اجرای قصاص تا زمانی که بهش دسترسی پیدا نشه با مانع روبرو میشه.

موارد سقوط قصاص

حق قصاص در بعضی موارد ساقط می شه که به دو مورد از مهم ترین این عوامل اشاره می شه.

۱. بخشیدن جانی

یکی از مهم ترین عواملی که می تونه باعث سقوط قصاص شه بخشیده شدن جانی از طرف مجنی علیه یا اولیای دمه و اگه مجنی علیه یا اولیای دم اون پس از بخشیدن جانی اونو قصاص کنن، مستحق قصاص هستن؛ چون این گذشت و بخشش قانونا قابل مراجعه نیس.

۲. از بین رفتن محل قصاص

مرگ انجام دهنده یا فرار اون درصورتی که هیچ وقت بهش دسترسی پیدا نشه، از گروه موارد سقوط یا نبود اجرای قصاص نفس یا مادون نفسه.

تهیه شده در: chetor.com


۱

دسته‌ها: آموزشی

دیدگاهتان را بنویسید