ازدواج یکی از نیازای طبیعی انسانه که با مسئولیت و ایجاد حق و تکلیف همراهه. قانون گذار به پیروی از شرع واسه تخلف از تکلیف در زندگی مشترک زناشویی ضمانت اجراهایی رو در نظر گرفته که یکی از اونا طلاق و طلاق غیابیه.

شرایط طلاق غیابی چیه؟  آموزشی

طلاق در کلمه یعنی ترک کردن، آزادی و آزاد کردن. با طلاق، زن و مرد همدیگه رو ترک و آزاد میسازن. طلاق در حقوق به معنای انحلالِ عقدِ دائمِ نکاح، با رعایت تشریفات ویژهه. در این نوشته هم می خوایم بیشتر با این پدیده و با شرایط طلاق غیابی آشنا شیم.

در هر مرحله از رسیدگی به دعوا در دادگاه، دعوت نامه ای واسه حضور دو طرفِ دعوا ارسال می شه که به این دعوت نامه ابلاغیه میگن. هروقت ابلاغیه نامبرده اصلا به خونده ی دعوا (یعنی شخصی که دعوا علیه اون طرح شده) ابلاغ نشده باشه یا در محل سکونت اون به یکی از بستگانش تحویل داده شه و خونده پس ی این ابلاغ در جلسه ی دادگاه حاضر نشه یا لایحه هم نفرستاده باشه، اگه رأی به محکومیت اون صادر شه، رأیِ ارسال شده غیابی حساب می شه. راجبه موضوع خواسته ی طلاق هم این شرایط هست. اگه که خواهان طلاق، دادخواست طلاق بده و ابلاغیه ی زمان رسیدگی دادگاه، به دست خونده نرسه یا بهش ابلاغ شده باشه و در دادگاه حاضر نشه و لایحه هم نده، اگه محکوم شه رأی ارسال شده شده راجبه طلاق، غیابی حساب می شه. خواهانِ طلاق می تونه هر کدوم از زوج (مرد) یا زوجه (زن) باشه.

شرایط طلاق غیابی از طرف مرد

طبق قانون ایران، حقِ طلاق به مرد داده شده و چه زن در دادگاه حاضر شه چه نشه حکم راجبه طلاق صادر می شه. اما اگه زن در دادگاه حضور نیابد و لایحه هم نده رأی ارسال شده راجبه طلاق، غیابی می شه و زن در مهلت ۲۰ روز حق واخواهی داره. به خواسته مرد امکان ارسال رأی طلاق هست اما واسه ثبت طلاق مرد باید حق و حقوقِ مالیِ زن که یعنی مهریه، اجرت المثل ایام زوجیت، نفقه ی ایام عده، نفقه ی معوقه (اگه که زوجه شرایط مطالبه داشته باشه و مطالبه کنه) و شرط تنصیف (نصف شدن) اموال درج شده در عقدنامه (به شرایط امضا و وجود شرایطش) رو بده که این موضوع در رأی دادگاه درج می شه.

شرایط طلاق غیابی از طرف زن

اگه دادخواست طلاق از طرف زوجه (زن) صادر شده باشه و دلیل منطقی طلاق رو هم دارا باشه و زوج با وجود ابلاغ، در دادگاه حضور نیابد و لایحه نفرستد و برگه ی ابلاغیه به خود شخص زوج داده نشده باشه، دادگاه رأی طلاق غیابی صادر می کنه.

هروقت زوج چهارسال تموم غایبِ مفقودالاثر باشه (یعنی غایب باشه و هیچ خبری ازش در دست نباشه) و زوجه دادخواست طلاق بده، محکمه سه نوبت آگهی -هریک به فاصله یک ماه- در مجلات محل و یکی از مجلات کثیرالانتشار محل تهران با هزینه خواهان منتشر می کنه. پس از گذشتن یک سال از اولین آگهی اگه خبری از زنده بودن زوج نشه دادگاه حکم به موتِ فرضی زوج می ده.

یکی دیگر از شرایطی که زن می تونه غیابی طلاق بگیره نپرداختن نفقه به وسیله زوج در زمان ۶ماهه، حتی اگه پرهیز مرد از دادن نفقه به دلیل تنگدستی و فقر اون باشه. اول زن می تونه واسه مطالبه نفقه به دادگاه مراجعه کنه و در صورت نبود پرداخت نفقه از طرف مرد، می تونه دادخواست طلاق بده. البته اگه زن در قبال شوهر اطاعت نکنه و از انجام تکالیف مقرره براش بدون دلیل منطقی پرهیز ورزد ناشزه حساب می شه و حق دریافت نفقه رو نداره.

درسته که حق طلاق واسه مرد در نظر گرفته شده اما زن می تونه واسه خلاصی از زندگی پرمشقت و تحمل نکردنی خواسته طلاق کنه و در صورت اثبات عُسر و حَرَج خود و گرفتن این شرایط به وسیله دادگاه، دادگاه رأی به طلاق صادر می کنه.

عسر و حرج یعنی سختی و مشقتی که توان و تحمل ادامه زندگی واسه زن وجود نداشته باشه. زن می تونه به با مراجعه به دادگاه خواسته طلاق کنه و دادگاه می تونه زوج رو مجبور به طلاق کنه. اگه زور ممکن نباشه در این صورت حق طلاق از شکل انحصاری بودن اون واسه مرد خارج می شه و به زن داده می شه و زوجه به اذنِ حاکمِ شرع طلاق داده می شه.

ملاک تعیین عسر و حرج زن، عرفه که با توجه به شرایط روحی و اجتماعی زن و شوهر و محیط و جا و زمان تعیین می شه.

اما مصادیق عسر و حرج بین دادگاهای خونواده مورد اختلافه و دامنه ی عمومیت عسر و حرج بین شعبات متفاوته.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   شرط داوری چیه و چه فایده هایی داره؟ 

شرایط طلاق غیابی چیه؟  آموزشی

واسه همین یک تبصره به ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی اضافه شد که موارد عسر و حرج رو مشخص کرد.

مصادیق عسر و حرج

شرایط طلاق غیابی چیه؟  آموزشی

ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی اینطور مقرر می داره:

درصورتی که دووم زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشه اون می تونه به حاکم شرع مراجعه و خواسته طلاق کنه، اگه عسر و حرج نامبرده در محکمه ثابت شه دادگاه می تونه زوج رو زور به طلاق کنه و در صورتی که زور ممکن نباشه زوجه به اذن حاکم شرع طلاق داده می شه.

موارد زیر در صورت قطعی شدن واسه دادگاه از مصادیق عسر و حرج حساب می شه:

  • ترک زندگی خانوادگی به وسیله زوج کمه کم به مدت ۶ ماه پشت سر هم یا ۹ ماه متناوب و در مدت یک سال بدون عذر منطقی؛
  • اعتیاد زوج به یکی از مواد مخدر یا ابتلای اون به مشروبات الکلی که طبق زندگی خانوادگی آسیب وارد آورد و پرهیز یا محال بودن زور اون به ترک اون تو یه مدت که به تشخیص دکتر واسه ترک اعتیاد لازم بوده. در صورتی که زوج به تعهد خود عمل نکنه یا پس از ترک، دوباره به مصرف مواد نامبرده روی آورد بنا به خواسته زوجه طلاق انجام میشه؛
  • محکومیت حتمی زوج به حبس پنج سال یا بیشتر؛
  • کتک کاری یا هر گونه سوءِرفتار دائمی زوج که عرفا با توجه به وضعیت زوج قابل تحمل نباشه؛
  • ابتلای زوج به مریضیای صعب العلاج روانی یا ساری یا هر گونه آسیب صعب العلاج دیگری که زندگی مشترک رو پریشون کنه؛
  • پرهیز از آمیزش، بی توجهی و توهین به همسر، ازدواج دوباره وفادار نبودن در زندگی زناشویی و رابطه حروم هم می تونه از دیگر موارد عسر و حرج باشه.

البته در غیر این موارد، دادگاها با گرفتن زندگی پرمشقت و تحمل نکردنیِ زن، می تونن حکم طلاق صادر کنه.

البته بیشتر قضات، سلیقه ای عمل میکنن. امکان داره در شعبه ای مورد عسر و حرج یک زن، خیلی زود به نتیجه برسه و در شعبه ای دیگر همون مورد، واسه قاضی مورد قبول نباشه.

زوجه بری اثبات ادعای عسر و حرج خود، شرایط زندگی مشترک زناشویی خود رو در خطر بررسی و قضاوت دادگاه قرار می ده و باید توجیه و ثابت کنه که هر کسی با شرایط و وضعیت مثل اون قادر به ادامه زندگی مشترک نمیشه. در عمل اثبات این ادعا از مشکل ترین مواردیه که زن واسه مطالبه طلاق با اون روبرو شدن. هر چند زوجه در صورت عسر و حرج باید دادخواستی علیه زوج تنظیم کنه تا اثبات شرایط عسر و حرج خود رو آسون کردن کنه.

برابر ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی: دو طرف عقد ازدواج می تونن هر شرطی که مخالف با اقتضای عقد مزبور نباشه، در جدا از اینکه عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بکنه. یعنی دو طرف می تونن هر شرطی رو که حروم و غیر قانونی نبوده و با شالوده و ذات عقد ازدواج در اختلاف نباشه رو در عقد نکاح شرط کنن. مثل اینکه شرط شه هر بعضی وقتا شوهر، زنِ دیگری بگیره یا در مدت معینی غایب شه یا ترک انفاق کنه یا علیه زندگی زن سوءِ قصد کنه یا سوءِ رفتاری کنه که زندگانی اونا با همدیگه غیرقابل تحمل شه، زن بتونه با مراجعه به دادگاه و اثبات شرایط حاصل شده، طلاق خود رو بگیره.

اگه مرد هر کدوم از موارد شروط جدا از اینکه عقد یا همه اونو پذیرفته باشه، در صورت تخلف از هر کدوم به زن حق می ده که دادخواست طلاق بده. البته امکان اضافه نمودن شروط جدا از اینکه عقد به وسیله زن هم هست. پس از درج این شروط در جدا از اینکه عقد، هروقت مرد از اون عدول کنه، زن حق خواسته طلاق داره.

در مورد حق طلاق به این نکته باید توجه شه که زن فقط جدا از اینکه عقد نکاح یا در قراردادی جداگونه می تونه از همسر خود وکالت در طلاق بگیره که در این صورت، زن، وکیلِ شوهر خود واسه اجرای طلاق می شه و پس از ارسال حکم به وسیله دادگاه زن مطلقه می شه. پس حتی اگه زن، از طرف شوهرِ خود وکالت در طلاق هم داشته باشه معنیش این نیس هر وقت بخواد بتونه خود رو مطلقه کنه، با اینکه بدون حضور شوهر در دفتر ثبت طلاق، خودش وکیلِ شوهر می شه اما این لازمه ارسال حکم طلاق از طرف دادگاه.

تهیه شده در: chetor.com


۱

دسته‌ها: آموزشی

دیدگاهتان را بنویسید