باید قبول کنیم که پیروی از یک رهبر برامون جذابیت داره، رهبری که بتونه ما رو برانگیزاند و طبق رسیدن به مأموریتی مهم به دنبال خود بکِشد. درواقع پیروی از رهبر، گرایشی فطریه. ممکنه رهبرانی وجود داشته باشن که بدون کاریزماتیک بودن هم بر مردم اثر بذارن، بااین حال باید قبول کرد که کاریزما که ترکیبیه از شور و تشویق کنندگی و جذابیت، شاید یکی از ویژگیای مهم رهبرانه. در برابر افراد کاریزماتیک، به سختی میشه مقاومت کرد. مثلا سزار چاوز رو در نظر بگیرین. اون یکی از فعالان حقوق مدنی و کارگری و هم سخنرانی با اندیشه های ناب بود. با این وجود، چیزی که به کاریزمای اون می اضافه کرد، شوروشوقی بود که در سخنانش موج می زد، نه اندیشه هاش. علاوه براین، اون با توده مردم رابطه خوبی داشت. این همون رمزِ کاریزمای اون بود که باعث شد بتونه خیل بزرگی از مردم رو به دنبال خود بکشونه. البته باید قبول کنیم که کاریزما همیشه هم ویژگی مثبتی نیس. بعضی شخصیتای کاریزماتیک تاریخ، مردم رو مجبور به انجام کارای خطرناک و نادرست می کنن. مثلا، جیم جونز نهصد نفر از اعضای معبد خود رو مجبور به خودکشی دسته جمعی در جنگلای گویانا کرد. ما در این مقاله به معرفی ۱۰ شخصیت کاریزماتیک تاریخ می پردازیم و امیدواریم تا انتهای این مقاله با ما همراه باشین. این شما و اینم شخصیتای کاریزماتیک تاریخ بشر در طیفای مختلف فکری و اخلاقی: خوب ، بد ، بیریخت.

شخصیتای کاریزماتیک تاریخ چه کسائی بودن؟  آموزشی

۱. ناپلئون بناپارت

شخصیتای کاریزماتیک تاریخ چه کسائی بودن؟  آموزشی

ناپلئون با ۱۵۷ سانتی متر قد در گروه بلندقامتان تاریخ قرار نداشت و در کودکی به خاطر ناتوانی در درست حرف زدن، مورد تمسخر واقع می شد. باوجوداین، رهبری مثال زدنی بود. اون افسری جوون در ارتش فرانسه، مردی باهوش، شجاع و بی باک بود و هرکی با اون ملاقات می کرد، عاشق اش می شد. به خاطر این ویژگیا، سربازانِ تحت فرمانش در نبردهای بسیاری پیروز شدن. اون در سال ۱۸۰۴ در ۳۴سالگی امپراتور فرانسه شد.

شخصیتای کاریزماتیک تاریخ چه کسائی بودن؟  آموزشی

دلیل موفقیت ناپلئون بناپارت در رهبری، این بود که به طور ذاتی چیزای زیادی درمورد رفتار آدم می دونست، مثلا اینکه باید قدردان کسائی باشیم که در موفقیت ما نقش داشتن. بخاطر این بود که پس از پیروزی ارتش در یکی از جنگا، طلا و نقره ی به دست اومده از کشورهای فتح شده رو به عنوان غنائم و به رسم تشکر بین سربازان خود تقسیم کرد. اون می دونست باید اعتماد کسائی رو که پیرو اون نیستن هم جلب کنه. از این جهت، وقتی ارتش اون کشوری رو فتح می کرد، به شهروندان اون کشور صریحا می گفت که کاری با اونا نداره، بلکه علیه رهبران مستبد و ظالم اونا قیام کرده تا مردم رو از بند جور اون ظالمان آزاد کنه. اون با این کار بیشتر اون مردمون رو به حمایت کننده خود بدل می کرد. علاوه براینها خودِ اون در جنگا همراه با سربازان حاضر می شد و هر کاری از دستش برمی اومد، می کرد، حتی کارایی رو که واسه دون پایه ترین سربازان در نظر گرفته بودن. اون با این کار، حمایت و وفاداری سربازان خود رو جلب می کرد.

اما متأسفانه، کم کم از موفقیت اون کم کرده شد. اون کشورهای خیلی زیادی رو فتح کرد و در این بین ارتش اون شکستای زیادی رو تحمل کرد. پس از این شکستا بود که اون اعتمادبه نفس خود رو کم کم از دست داد و انجام دهنده اشتباهاتی شد: استبداد ورزید و دهن منتقدان خود رو بست. به خاطر اینکه به افراد معدودی اعتماد داشت و به همه بدبین شده بود، جاسوسایی رو به دور گسیل داشت. درنهایت هم شکست خورد و پنج سالِ باقی مونده از عمر خود رو در جزیره کوچیک سنت هلنا گذراند.

۲. فیدل کاسترو

شخصیتای کاریزماتیک تاریخ چه کسائی بودن؟  آموزشی

فیدل کاسترو از وقتی که در انقلاب سال ۱۹۵۹ کوبا قدرت رو به دست گرفت، تا وقتی که به خاطر مریضی در سال ۲۰۰۸ بی خیال شد، با مشت آهنین بر این کشور حکمرانی کرد.

خیلی از کوباییا به خاطر بازکردن پای کمونیسم به کشورشون از اون نفرت دارن، اما انصاف اینه که خیلی از مردمون فقیر کوبا به خاطر اصلاحات اجتماعی و شخصیت جذابش طرف دار اون هستن.

وقتی فیدل کاسترو قدرت رو در دست گرفت، کوبا کشوری جوون بود که تازگیا از استعمار اسپانیا در ۱۸۹۸ ول شده بود. کاسترو با کودتایی نظامی تونست فولخنثیو باتیستا، دیکتاتور کوبا رو سرنگون کنه و رهبری این جزیره رو به دست بگیره. اون با وعده انتخابات و بازگرداندن حکومت مشروطه به مردم بر سر کار اومد و واسه همین کوباییا با اشتیاق زائدالوصفی از اون حمایت کردن. اما کاسترو بهش وعدها عمل نکرد و با متحدشدن با اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی و آمریکاستیزی، طعم تلخ کمونیسم رو به کام کوباییا چشاند. بااینکه اتحاد جماهیر شوروی در زمان حضور خود در میدون ی بین المللی از کوبا حمایت می کرد، اقتصاد کوبا همیشه در وضعی اسفناک به سر می بره. حالا که اثری از اتحاد جماهیر شوروی در سیاست جهان نیس، کمتر اثری از صنعت در کوبا مشاهده می شه. بیشترِ درآمد این کشور از راه توریسم و هم فرستادن پولایی تأمین می شه که کوباییای شاغل در کشورای دیگر به کشورشون می فرستند.

شخصیتای کاریزماتیک تاریخ چه کسائی بودن؟  آموزشی

جالب اینجاست با اینکه کاسترو دیگر در بین کوباییا نیس و با اینکه سالای درازی رو به شکل حکومت نا تموم بر مسند قدرت نشسته بود، کوباییا بازم اونو دوست دارن. کوباییا از اینکه کاسترو، برخلاف بسیاری کشورها، یک تنه در برابر آمریکا ایستاد یا از نفوذ و تهاجم فرهنگی اون جلوگیری کرد، احساس غرور می کنن. کاسترو آمریکا ی آمریکا رو به خاطر خیلی از مشکلات اقتصادی کوبا سرزنش می کرد. فیدل کاسترو نطام خدمات درمانی رایگان رو واسه کوباییا به ارمغان آورد، نژادپرستی رو در جامعه ی کوبا کم رنگ کرد و آموزش رایگان رو از دبستان تا دانشگاه به کوباییا هدیه کرد. حالا به جای اون، برادرش رائول در قدرته. باید منتظر موند و دید حالا که رهبر جدید کوبا از کاریزمای فیدل کاسترو بهره مند نیس، کوباییا بازم از اقتصاد معیوب کوبا راضی هستن یا نه.

۳. وینستون چرچیل

شخصیتای کاریزماتیک تاریخ چه کسائی بودن؟  آموزشی

چرچیل مردی پرانرژی و انرژی و مصمم بود. اون بابایی انگلیسی و مادری آمریکایی داشت. وضع درسی چرچیل در مدرسه معمولی بود، اما می تونست بچه ها رو به دنبال خود بکشونه و وقتی هم که احساس می کرد حق با اوست، هیچوقت تسلیم نمی شد. اون در جوونی وارد میدون ی سیاست شد و در سال ۱۹۲۴ به صدراعظمی بریتانیا رسید که یکی از درجات بسیار بالا در دولت بریتانیا بعد از اول وزیریه.

در ده های ۲۰ و ۳۰ میلادی، یعنی هنگامی که چرچیل جنگ طلب تر بود و حس می کرد با روی کارآمدن نازیا در آلمان، خطر جنگ در کمینه، بریتانیا سیاست صلح آمیزی اتحاذ کرده بود. این باعث شد چرچیل با اول وزیر بریتانیا، استنلی بالدوین و همین طور بقیه اختلافات زیادی بکنه. اما در سال ۱۹۴۰ که بریتانیا وارد جنگ جهانی دوم شد، چرچیل به منصب اول وزیری رسید. درست همین هنگام بود که مردم با شوروشوق از اون حمایت می کردن. چرچیل در طول مدت جنگ نصیحتای پرانرژی و تحریک کننده ی زیادی واسه متفقین جنگ جهانی دوم و شهروندان بریتانیا ایراد کرد. یکی از جملات بسیار مشهور چرچیل، در هجدهم ژوئن ۱۹۴۰ به گوش جهانیان رسید، یعنی درست زمانی که فرانسه در حال تسلیم شدن در مقابل هیتلر بود و بریتانیا رو مقابل آلمانیا تک وتنها آزاد کرده بود: «پس بیایید به وظیفه ی خود عمل کنیم و به یاد داشته باشیم که اگه بریتانیا و کشورهای مشترک المنافع هزار سالِ دیگر هم پابرجا باشن، مردمون خواهند گفت که این بهترین دوره تاریخشان بوده.»

چرچیل واسه اینکه تصویر روشن و متمایزی از خود در اذهان مردم برجا بزاره، در تصاویر و کاریکاتورهای سیاسیِ روز از مشخصات منحصربه فرد بسیاری مثل کلاه، عصا، سیگاربرگ و پاپیون استفاده می کرد.

جالب اینه که چرچیل با کارکنان خود برخورد بد و بی ادبانه ای داشته، اما در بین توده مردم چهره ای محبوب بوده. کارکنان و زیردستانش اونو دوست می داشتن، اما دلیل این علاقه نقش اون در مقام رهبر بود، نه اینکه حتما گرم، مهربون و دوست داشتنی باشه. بریتانیا و متفقینش در سال ۱۹۴۵ در جنگ جهانی دوم پیروز شدن. چرچیل در انتخابات پس از جنگ رأی نیاره، اما بین ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۵ بار دیگر بر صندلی اول وزیری تکیه زد.

۴. ماهاتما گاندی

شخصیتای کاریزماتیک تاریخ چه کسائی بودن؟  آموزشی

ماهاتما گاندی در کودکی مریض و ضعیف بود و کارکرد درسی متوسطی داشت. اون در بزرگ سالی وکیل شد، اما به خاطر اینکه فردی خجالتی بود، نتونست وکیل قابلی باشه. بروز رفتارهای نادرست و گستاخانه از طرف اون محتمل بود و اصلا کاریزما نداشت، مگه وقتی که واقعا عصبانی می شد.

گاندی در سال ۱۸۹۳ به قصد وکالت به آفریقای جنوبی رفت و با قطار در اون کشور سفر کرد. یک روز بااینکه بلیت درجه یک داشت، مرد سفیدپوستی مانع نشستن اون در قسمت درجه یک قطار شد و بخاطر این نگهبان، اونو از قطار پیاده کرد. یهو در تاریکی اتاقِ انتظار ایستگاه، الهامی بر قلب اون وارد شد. ظرف یک هفته پس از اون ماجرا شروع کرد به ایراد سخنرانیای پرانرژی و ضد بی عدالتی نژادی. اون لباسای تولید بریتانیا رو باوجود علاقه زیادش به اونا از تن دربیاره و به جای اون، لباس سفید و ساده ی کشاورزان هندی رو بر تن کرد. دیری نپایید که جرقه ی اعتراض صلح آمیز ازطریق نافرمانی مدنی تو ذهن اون شکل گرفت و از این سیاست طبق حمایت از حقوق بشر و برابری سیاسی استفاده کرد.

گاندی پس از اینکه به تغییر بعضی قوانین بی عدالتی آمیز در آفریقای جنوبی کمک کرد، در سال ۱۹۱۵ به هند بازگشت. هنوز مدت خیلی از بازگشت اون به هند نگذشته بود که تونست مردم رو واسه جنگ ی صلح آمیز با استعمار بریتانیا به قیام وادارد. اون به طورخاص، از مردم دعوت کرد هرچیز انگلیسی ای رو تحریم کنن: لباسای ساخت بریتانیا، دانشگاهای بریتانیا و حتی قوانین بریتانیایی رو. در یکی از اون قوانین انگلیسی تصریح شده بود که هندیا حق تولید نمک ندارن، بلکه درعوض باید نمک خود رو از کارخانه های دارای گواهی بخرن و حال اونکه همه این کارخانه ها در تملک بریتانیا بودن. ازاین رو در سال ۱۹۳۰، گاندی راهپیمایی ۲۴روزه ای به طرف دریا درست کرد که بعدا «رژه ی بزرگ دریایی» نامیده شد. صدهاهزار نفر از مردمون هند در اون راهپیمایی شرکت کرده بودن؛ وقتی اونا به دریا رسیدن، از دریا واسه تولید نمک موردنیازشان استفاده کردن.

تاکتیکای گاندی مفید واقع شدن. هند در سال ۱۹۴۷ استقلال پیدا کرد و کشور جدید پاکستان هم از به هم پیوستن مناطقِ بیشتر مسلمان نشین شمال شرق و شمال غرب هند تأسیس شد. متأسفانه در سال ۱۹۴۸ یکی از هندوهای ملی گرا که از گاندی به خاطر مدارا با مسلمانان هند نفرت داشت، اونو ترور کرد.

۵. آدولف هیتلر

شخصیتای کاریزماتیک تاریخ چه کسائی بودن؟  آموزشی

آدولف هیتلر اجتماعی نبود. اون در ۱۶سالگی ترک تحصیل کرد تا در وین به نقاشی بده، اما در این هنر ناکام موند. اون در ایجاد روابط صمیمی با افراد دچار مشکل بود، نمی تونست در بحثای فکری وارد شه و وجودش پر از تعصب بود. با همه اینا، دو سال بعد از اینکه در سال ۱۹۱۹ به حزب کارگران آلمان (که بعدا به «حزب نازی» تغییر نام داد) پیوست، تونست به رهبر این حزب تبدیل شه.

آلمانیا در جنگ جهانی اول شکست خورده بودن و به خاطر این شکست، در قحطی، گرسنگی و تحقیر فرو رفته بودن. هیتلر با وعده نجات و رستگاری آلمان، که اونو تقریبا به شکلی مذهبی جلوه می داد، بر سر کار اومد. اون با دمکراسی سر صلح نداشت و به آلمانیا می گفت آریایی ان و بخاطر این از همه آدمای دیگر برترند. هیتلر دشمنانی واسه آلمان تعریف کرده بود و منظم علیه اونا حرف می زد؛ این دشمنان کسائی جز کمونیستا و یهودیان نبودن. اون مأموریتی روشن تو ذهن داشت و بسیار سعی می کرد جهان رو درباره این مأموریت قانع کنه. اینا همه ، رازورمز رهبری کاریزماتیکه. میلیونا آلمانی که سابقه شنیدن این پیاما رو داشتن، تسلیم سحر و جادوی هیتلر شدن و اونو مثل خدا پرستیدند. شاید تعجب کنین اگه بدونین هیتلر رهبری مهربون بوده. دیری نپایید که بیشتر مردم آلمان بدون قیدوشرط از اون پیروی می کردن.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   شتاب دهنده کار و کاسبی چیه و چه خدماتی به کسب و کارای نوپا ارائه می ده؟ 

بخشی از کاریزمای هیتلر وابسته به باور راسخ اون به برتری آلمانیا بود و هم تأکید بر این نکته که آلمان واسه تصرف کل اروپا به رهبری جز هیتلر نیاز نداره. پس از اینکه اون خیلی راحت چندین کشور اروپای غربی رو به تصرف خود دربیاره، باور این نکته کار سختی نبود. با تصرف این چند کشور، هیتلر دیگر نمی دونست تصرف کل اروپا چه خطراتی براش داره. ارتش آلمان به رهبری اون تونست در جنگ جهانی دوم، در گیرودار جنگ با بریتانیا و اشغال کشورهای دیگر، روسیه رو هم اشغال کنه. اون تموم یهودیان ساکن در کشورهای اشغالی اش رو یا می کشت یا به اردوگاه می فرستاد. وقتی آمریکا، بریتانیا و روسیه، آلمان رو محاصره کردن، پیروان هیتلر از اون ناامید شدن و آخرش پس از تسلیم شدن آلمان در ۱۹۴۵، هیتلر دست به خودکشی زد.

۶. مارتین لوتر کینگ

شخصیتای کاریزماتیک تاریخ چه کسائی بودن؟  آموزشی

مارتین لوتر کینگ رؤیایی تو سرش داشت که هیچ وقت نتونست تعبیر اونو ببینه. اون از پیش گامان نهضت حقوق مدنی در آمریکا به حساب میره. این نهضت در همون دوره، رهبران سیاه پوست بسیاری داشت، اما کینگ بود که از بین اون همه درخشید، چراکه تونست با سخنرانیای خود توده مردم رو برانگیزاند و تعهد خود به اعتراض صلح آمیز رو وجه المصالحه قرار نده.

کینگ در سال ۱۹۲۹ در آتلانتا به دنیا اومد. اون مردی تحصیل کرده بود و از دانشگاه بوستن مدرک دکتری گرفته بود. در سال ۱۹۵۵ رهبریِ تحریم اتوبوسای مونتگومری آلاسکا رو به عهده گرفت. در اونجا، سیاهان مجبور بودن فقط سوار قسمت عقبی اتوبوس شن و درواقع یه جور جدا نژادی بر اتوبوسا حاکم بود. اما سیاهان با تحریم اتوبوس و سوارنشدن بر اون، اصرار می کردن که اجازه دارن در جای دلخواهشون در اتوبوس بشینن. موفقیت این تحریم (که حدود یک سال به طول رسید) باعث شد مارتین لوتر کینگ رهبر نهضت حقوق شهروندی شه.

کینگ به خاطر سخنرانیای پرانرژی خود هم معروفیت داره. یکی از این سخنرانیا که بسیار به یادماندنی بود، نصیحت ی «رؤیایی دارم» است که کینگ در سال ۱۹۶۳ اونو طی راهپیمایی مردمی در واشینگتن.دی.سی ایراد کرد. در اون هنگام، هزاران نفر از مردمی که به شکلای مختلف نژادها تعلق داشتن، دور هم جمع شده و خواهان تصویب قانون حقوق شهروندی شدن. این راهپیمایی که ۲۵۰هزار نفر در اون شرکت کرده بودن، در اون زمان بزرگ ترین راهپیمایی در طول تاریخ پایتخت آمریکا بود. سخنرانی مارتین لوتر کینگ در اون راهپیمایی هم یکی از نصیحتای بسیار عالی در تاریخ آمریکا شناخته می شه. در سال ۱۹۶۴، کنگره ی آمریکا قانون حقوق شهروندی رو تصویب کرد که به موجب اون، بی عدالتی طبق نژاد، دین و جنسیت جرم شناخته می شه.

البته کینگ دشمنان بسیاری داشت: هم از سیاهان و هم از طیف نژادپرستان. سیاهان به خاطر راه و روش صلح آمیز اون، با اون دشمن بودن و نژادپرستان هم می خواستن جدا نژادی در جامعه ی آمریکا به قوت خود باقی باشه. در سال ۱۹۶۸، مارتین لوتر کینگ در بالکن مسافرخانه ای واقع در ممفیس ایالت تنسی ترور شد و جون باخت. اون به خاطر کمک به کارگرانِ درحال اعتصاب شهرداری در اون هتل اسکان داشت.

۷. مالکوم ایکس

شخصیتای کاریزماتیک تاریخ چه کسائی بودن؟  آموزشی

مالکوم ایکس زندگی پرتلاطمی داشت، اما برخلاف این تلاطما و از دست دادن تحصیلات، به رهبری قوی تبدیل شد که تونست هزاران نفر از سیاه پوستان رو به فرقه ی«ملت اسلام» وارد و حس غرور نژادی رو در اونا بیدار کنه.

مالکوم ایکس با نام اصلی «مالکوم لیتل» در اوماهای ایالت نبراسکا به دنیا اومد. پدر اون، ارل لیتل، مبلّغی مذهبی و فعال حقوق شهروندی بود. به خاطر فعالیتای مدنی پدر، گروه های برتری طلب نژاد سفید، خونواده اونو همیشه آزار می دادن. خونواده لیتل واسه فرار از این آزار و هجمه، به ایست لنسینگ میشیگان کوچ کردن، اما در سال ۱۹۳۱ برتری طلبان نژاد سفید پدر مالکوم ایکس رو ترور کردن و به قتل رساندند. مادر اون، لویی، هیچوقت نتونست از اندوه به دلیل مرگ پدر مالکوم بهبود یابد و درنهایت در بیمارستان روانی بستری شد.

شخصیتای کاریزماتیک تاریخ چه کسائی بودن؟  آموزشی

اینطوری مالکوم سر از مواد مخدر و گروه های خلاف کار دربیاره. پس از اینکه در سال ۱۹۴۶ به زندان افتاد، شروع به مطالعه کرد. در این مدت، هرچیزی رو که به دستش می رسین، با ولع می خونه. در همین دوره به «ملت اسلام» پیوست؛ ملت اسلام نام فرقه ای مذهبی تشکیل شده از مسلمانان سیاه پوست بود که باور داشتن سیاهان باید دولت جداگونه خود رو تشکیل بدن. مالکوم نام خانوادگی لیتل رو حذف کرد، چون اونو نامی مختص بردها می دونست و درعوض نام خانوادگی ایکس رو انتخاب کرد که یادآور اجداد گمنام سیاه پوستش بودن. بعد از یه مدت تبلیغ رو شروع کرد و به سیاه پوستان گفت که باید واسه ایجاد دولتی جداگونه دست به انقلابی خشن بزنن. مالکوم ایکس فردی پرشوروشوق بود و به طور ذاتی استعداد سخنرانی داشت. وقتی در ۱۹۵۲ از زندان آزاد شد، ملت اسلام ۴۰۰ عضو داشت. هشت سال بعد، به یُمن سعیا و کاریزمای اون این عدد صد برابر شد و به ۴۰هزار نفر رسید.

در سال ۱۹۶۴، وقتی مالکوم ایکس فهمید که الیجا محمد، رهبر فرقه ی ملت اسلام، برخلاف تعلیمات اسلام انجام دهنده زنا شده، از اون فرقه بیرون رفت. اون به قصد انجام مراسم حج به مکه رفت و بعد به اسلام سنتی گروید. در همین مدت، خشونت و عصبانیت داخلی اش رنگ باخت و نژادهای دیگر رو هم به رسمیت شناخت. اون فهمید که واسه رسیدن به اهدافش احتیاجی به خشونت نیس. متأسفانه در سال ۱۹۶۵، وقتی واسه سخنرانی در منتهن نیویورک در حال آماده شدن و رفتن روی جایگاه بود، سه عضو فرقه ی ملت اسلام به جایگاه حمله کردن و اونو هدف گلوله ی خود قرار دادن. ایکس بی معطلی در همون جا و در ۳۹سالگی جون باخت.

۸. نلسون ماندلا

شخصیتای کاریزماتیک تاریخ چه کسائی بودن؟  آموزشی

نلسون ماندلا در ۱۹۱۸ در خونواده ای سلطنتی از قبلیه ی ثمبو در آفریقای جنوبی به دنیا اومد. در اون زمان سفید پوستا کشور آفریقای جنوبی رو اداره می کردن و اون سیاه پوست بود. حتی خونواده سرشناسی که در اون به دنیا اومده بود هم نمی تونست اونو از سیستم ظالمانه ی جدا نژادی موسوم به «آپارتاید» نجات بده. ماندلا بی معطلی بعد از ورود به دانشکده، درگیر اعتراضات مختلفی علیه بی عدالتی نژادی شد. در اول، اون مایل بود واسه استیفای حقوق شهروندیِ تموم شهروندان در آفریقای جنوبی از روشای صلح آمیز استفاده کنه، مثل اعتصاب و تحریم، اما درسال ۱۹۶۲، وقتی پلیس سفید پوست ۶۹ نفر از معترضان سیاه پوست رو در شاپرویل کشت، ماندلا به عنوان رهبر یک سازمان فعال حقوق شهروندی، یعنی کنگره ی ملی آفریقا (ANC)، به استقبال بعضی روشای مقاومت خشن رفت.

پس از اینکه فعالیت کنگره ی ملی آفریقا در سال ۱۹۶۲ ممنوع اعلام شد، ماندلا به اتهام خراب کاری، خیانت و اقدام خشن علیه امنیت ملی دستگیر شد. در طول محاکمه ی هشت ماه اش، طی سخنانی تونست چهره ی خود رو در میدون ی بین الملل در اذهان مردم جهان ثبت کنه. اون در یکی از جملات پایانی سخنانش گفته بود: «من خواهان جامعه ای آزاد و دمکراتیک هستم که در اون تموم افراد در صلح و صفا و با فرصتای برابر زندگی کنن. این رؤیاییه که من واسه تعبیرشدن اون زندگی می کنم. اما اگه لازمه ی تعبیر این رؤیا مرگ باشه، با آغوش باز از اون استقبال خواهم کرد.»

ماندلا ۲۷ سال از عمر خود رو در زندان بود و بیشتر این زمان رو با اعمال شاقه گذراند. اما در این دوره تونست در حقوق مدرک بگیره، بیانیهای سیاسی رو مخفیانه به بیرون از زندان بفرستد و زندگی نامه ی خود رو بنویسه. زمان طولانی حبس اون تونست هاله ای از رمزوراز بر گرد چهره اش ترسیم کنه و واسه اون به عنوان مبارز راه آزادی، اعتبار بسازه. آخرسر در سال ۱۹۹۰، تحت فشارهای بین المللی، هم اون از زندان آزاد شد و هم رژیم آپارتاید از بین رفت. چند سال بعد، در ۱۹۹۴، در اولین انتخابات پارلمانیِ چندنژادی، به عنوان اولین رئیس جمهوری آفریقای جنوبی انتخاب شد. در سال ۱۹۹۹، ماندلا از سیاست انصراف کرد، اما بازم تا هنگام مرگ به گسترش صلح و عدالت اجتماعی در سراسر جهان ادامه داد.

۹. اوا پرون

شخصیتای کاریزماتیک تاریخ چه کسائی بودن؟  آموزشی

شاید به خاطر محبوبیت نمایش موزیکال «اویتا»، اونو به همین نام بشناسین. اما مهم نیس اونو اویتا بنامید یا اوا پرون، چراکه به هرحال ماریا اوا دوارته پرون در قرن بیستم میلادی اثر شگرفی بر زندگی میلیونا آرژانیتی گذاشت. اون در سال ۱۹۱۹ در شهر کوچیک لوس تولدوس به دنیا اومد. در جوونی به بوینس آیرس رفت تا بازیگر شه. بااینکه استعداد زیادی در بازیگری نداشت، تونست به موفقیتایی برسه. اما وقتی در سال ۱۹۴۵ با خوان پرون ازدواج کرد، زندگی اش به خاطر این به اونو شد.

شخصیتای کاریزماتیک تاریخ چه کسائی بودن؟  آموزشی

خوان پرون سرهنگ و افسر دولت بود و در سالی که با اوا ازدواج کرد رئیس جمهوری آرژانتین شد. اوا فن بیان خوبی داشت و بی معطلی تصمیم گرفت به عنوان بانوی اول آرژانتین واسه استیفای حقوق زنان و کمک به محرومان و فقرا از این موهبت ذاتی استفاده کنه. اون با فقرا رابطه خوبی داشت و اونا رو «پابرهنگان من» می نامید. اون واسه کمک به فقرا بنیادی تأسیس کرد که بیشتر خود بهش پول می داد.

اوا وزیر بهداشت و وزیر کار آرژانتین بود. اما در جامعه ی مردسالار اون زمان آرژانتین، این چیزی بی سابقه بود. چیزی نگذشت که اوا پرون هم زمان محبوب و مبغوض میلیونا نفر شد: محبوب کسائی که به اونا کمک می کرد و مبغوض کسائی که یا فکر میکردن زنان نباید فعال سیاسی باشن یا از حکومت خودکامه ی شوهر اوا ناراضی بودن.

در سال ۱۹۵۱ که شوهر اوا دوباره نامزد ریاست جمهوری شده بود، بعضی اصرار داشتن اوا معاون اول پرون بشه. ارتش مخالف این موضوع بود و اوا هم اونو نپذیرفت. اون در ۱۹۵۲ در ۳۳سالگی و بر اثر سرطان فوت کرد. اوا در این عمر کوتاه تونست به بسیاری چیزها در زندگی برسه. هزاران نفر به واتیکان پیشنهاد کردن اونو در گروه قدیسان بذاره.

۱۰. آنگ سان سو چی

شخصیتای کاریزماتیک تاریخ چه کسائی بودن؟  آموزشی

آنگ سان سو چی که طی بیست سال در وطن خود، میانمار، (برمه ی سابق) زندانی بود، به نماد آزادی کشورش تبدیل شده. اون دختر مؤسس ارتش جداگونه برمهه؛ پدرش که با بریتانیا بر سر استقلال برمه مشورت می کرد، آخرسر ترور شد.

سو چی در انگلستان، به همراه همسر بریتانیایی و فرزندانش زندگی معمولی داشت تا اونکه واسه مراقبت از مادر بیمارش به برمه بازگشت. در اون هنگام، از اون خواستن رهبری نهضت دمکراسی خواهی رو بر عهده بگیره. در ۱۹۸۸، به امید بازگرداندن دمکراسی به وطن خود، نیم میلیون نفر رو از طرف لیگ ملی واسه دمکراسی مورد خطاب قرار داد. طبیعتا هیئت نظارت برمه که اون کشور رو با حکومت نظامی ظالمانه اداره می کرد، از ایده ی اون استقبال نکرد. بااینکه حزب سو چی در انتخابات عمومی سال ۱۹۹۰ پیروز شد، هیئت نظارت نتایج رو به نفع حریف سو چی برگرداند، اونو در محدود کردن خونگی قرار داد و خود قدرت رو در دست گرفت. هیئت نظارت برمه با این شرط که سو چی برمه رو ترک و از سیاست انصراف کنه، حاضر به برداشتن محدود کردن خونگی بود، اما سو چی این شرط رو نپذیرفت و اعلام کرد بااینکه ممکنه خونواده خود رو هیچوقت نبیند، آمادهه تا پای جون به مردم برمه خدمت کنه.

اما آروم آروم، شرایط تغییر کرد. پس از فشارهای شدید بین المللی، سو چی که در اون هنگام یکی از زندانیان سیاسی بسیار برجسته در جهان بود، در آخرای ۲۰۱۰ از محدود کردن آزاد شد. هیئت نظارت درنهایت منحل شد و در ۲۰۱۲ انتخابات واقعی برگزار شد. طی این انتخابات، حزب لیگ ملی واسه دمکراسی تونست تموم صندلیای مجلس رو از اون خود کنه. کسی نمی دونه که سو چی در انتخابات بعدی نامزد ریاست جمهوری میشه یا نه. اما اگه حزب اون قوی بمونه، می تونه اکثریت قانونی رو در دست بگیره و نیروی انتخاب رئیس جمهوری رو داشته باشه.

منبع : howstuffworks.com

 


دسته‌ها: آموزشی

دیدگاهتان را بنویسید