دن فقط سوار قسمت عقبی اتوبوس شن و درواقع یه جور جدا نژادی بر اتوبوسا حاکم بود. اما سیاهان با تحریم اتوبوس و سوارنشدن بر اون، اصرار می کردن که اجازه دارن در جای دلخواهشون در اتوبوس بشینن. موفقیت این تحریم (که حدود یک سال به طول رسید) باعث شد مارتین لوتر کینگ رهبر نهضت حقوق شهروندی شه.

کینگ به خاطر سخنرانیای پرانرژی خود هم معروفیت داره. یکی از این سخنرانیا که بسیار به یادماندنی بود، نصیحت ی «رؤیایی دارم» است که کینگ در سال ۱۹۶۳ اونو طی راهپیمایی مردمی در واشینگتن.دی.سی ایراد کرد. در اون هنگام، هزاران نفر از مردمی که به شکلای مختلف نژادها تعلق داشتن، دور هم جمع شده و خواهان تصویب قانون حقوق شهروندی شدن. این راهپیمایی که ۲۵۰هزار نفر در اون شرکت کرده بودن، در اون زمان بزرگ ترین راهپیمایی در طول تاریخ پایتخت آمریکا بود. سخنرانی مارتین لوتر کینگ در اون راهپیمایی هم یکی از نصیحتای بسیار عالی در تاریخ آمریکا شناخته می شه. در سال ۱۹۶۴، کنگره ی آمریکا قانون حقوق شهروندی رو تصویب کرد که به موجب اون، بی عدالتی طبق نژاد، دین و جنسیت جرم شناخته می شه.

البته کینگ دشمنان بسیاری داشت: هم از سیاهان و هم از طیف نژادپرستان. سیاهان به خاطر راه و روش صلح آمیز اون، با اون دشمن بودن و نژادپرستان هم می خواستن جدا نژادی در جامعه ی آمریکا به قوت خود باقی باشه. در سال ۱۹۶۸، مارتین لوتر کینگ در بالکن مسافرخانه ای واقع در ممفیس ایالت تنسی ترور شد و جون باخت. اون به خاطر کمک به کارگرانِ درحال اعتصاب شهرداری در اون هتل اسکان داشت.

۷. مالکوم ایکس

شخصیتای کاریزماتیک تاریخ چه کسائی بودن؟ - قسمت 2 آرایش ، زیبایی و مدل لباس

مالکوم ایکس زندگی پرتلاطمی داشت، اما برخلاف این تلاطما و از دست دادن تحصیلات، به رهبری قوی تبدیل شد که تونست هزاران نفر از سیاه پوستان رو به فرقه ی«ملت اسلام» وارد و حس غرور نژادی رو در اونا بیدار کنه.

مالکوم ایکس با نام اصلی «مالکوم لیتل» در اوماهای ایالت نبراسکا به دنیا اومد. پدر اون، ارل لیتل، مبلّغی مذهبی و فعال حقوق شهروندی بود. به خاطر فعالیتای مدنی پدر، گروه های برتری طلب نژاد سفید، خونواده اونو همیشه آزار می دادن. خونواده لیتل واسه فرار از این آزار و هجمه، به ایست لنسینگ میشیگان کوچ کردن، اما در سال ۱۹۳۱ برتری طلبان نژاد سفید پدر مالکوم ایکس رو ترور کردن و به قتل رساندند. مادر اون، لویی، هیچوقت نتونست از اندوه به دلیل مرگ پدر مالکوم بهبود یابد و درنهایت در بیمارستان روانی بستری شد.

شخصیتای کاریزماتیک تاریخ چه کسائی بودن؟ - قسمت 2 آرایش ، زیبایی و مدل لباس

اینطوری مالکوم سر از مواد مخدر و گروه های خلاف کار دربیاره. پس از اینکه در سال ۱۹۴۶ به زندان افتاد، شروع به مطالعه کرد. در این مدت، هرچیزی رو که به دستش می رسین، با ولع می خونه. در همین دوره به «ملت اسلام» پیوست؛ ملت اسلام نام فرقه ای مذهبی تشکیل شده از مسلمانان سیاه پوست بود که باور داشتن سیاهان باید دولت جداگونه خود رو تشکیل بدن. مالکوم نام خانوادگی لیتل رو حذف کرد، چون اونو نامی مختص بردها می دونست و درعوض نام خانوادگی ایکس رو انتخاب کرد که یادآور اجداد گمنام سیاه پوستش بودن. بعد از یه مدت تبلیغ رو شروع کرد و به سیاه پوستان گفت که باید واسه ایجاد دولتی جداگونه دست به انقلابی خشن بزنن. مالکوم ایکس فردی پرشوروشوق بود و به طور ذاتی استعداد سخنرانی داشت. وقتی در ۱۹۵۲ از زندان آزاد شد، ملت اسلام ۴۰۰ عضو داشت. هشت سال بعد، به یُمن سعیا و کاریزمای اون این عدد صد برابر شد و به ۴۰هزار نفر رسید.

در سال ۱۹۶۴، وقتی مالکوم ایکس فهمید که الیجا محمد، رهبر فرقه ی ملت اسلام، برخلاف تعلیمات اسلام انجام دهنده زنا شده، از اون فرقه بیرون رفت. اون به قصد انجام مراسم حج به مکه رفت و بعد به اسلام سنتی گروید. در همین مدت، خشونت و عصبانیت داخلی اش رنگ باخت و نژادهای دیگر رو هم به رسمیت شناخت. اون فهمید که واسه رسیدن به اهدافش احتیاجی به خشونت نیس. متأسفانه در سال ۱۹۶۵، وقتی واسه سخنرانی در منتهن نیویورک در حال آماده شدن و رفتن روی جایگاه بود، سه عضو فرقه ی ملت اسلام به جایگاه حمله کردن و اونو هدف گلوله ی خود قرار دادن. ایکس بی معطلی در همون جا و در ۳۹سالگی جون باخت.

۸. نلسون ماندلا

شخصیتای کاریزماتیک تاریخ چه کسائی بودن؟ - قسمت 2 آرایش ، زیبایی و مدل لباس

نلسون ماندلا در ۱۹۱۸ در خونواده ای سلطنتی از قبلیه ی ثمبو در آفریقای جنوبی به دنیا اومد. در اون زمان سفید پوستا کشور آفریقای جنوبی رو اداره می کردن و اون سیاه پوست بود. حتی خونواده سرشناسی که در اون به دنیا اومده بود هم نمی تونست اونو از سیستم ظالمانه ی جدا نژادی موسوم به «آپارتاید» نجات بده. ماندلا بی معطلی بعد از ورود به دانشکده، درگیر اعتراضات مختلفی علیه بی عدالتی نژادی شد. در اول، اون مایل بود واسه استیفای حقوق شهروندیِ تموم شهروندان در آفریقای جنوبی از روشای صلح آمیز استفاده کنه، مثل اعتصاب و تحریم، اما درسال ۱۹۶۲، وقتی پلیس سفید پوست ۶۹ نفر از معترضان سیاه پوست رو در شاپرویل کشت، ماندلا به عنوان رهبر یک سازمان فعال حقوق شهروندی، یعنی کنگره ی ملی آفریقا (ANC)، به استقبال بعضی روشای مقاومت خشن رفت.

پس از اینکه فعالیت کنگره ی ملی آفریقا در سال ۱۹۶۲ ممنوع اعلام شد، ماندلا به اتهام خراب کاری، خیانت و اقدام خشن علیه امنیت ملی دستگیر شد. در طول محاکمه ی هشت ماه اش، طی سخنانی تونست چهره ی خود رو در میدون ی بین الملل در اذهان مردم جهان ثبت کنه. اون در یکی از جملات پایانی سخنانش گفته بود: «من خواهان جامعه ای آزاد و دمکراتیک هستم که در اون تموم افراد در صلح و صفا و با فرصتای برابر زندگی کنن. این رؤیاییه که من واسه تعبیرشدن اون زندگی می کنم. اما اگه لازمه ی تعبیر این رؤیا مرگ باشه، با آغوش باز از اون استقبال خواهم کرد.»

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   ذخیره تصاویر اینستاگرام را با کیفیت اصلی +ترفند

ماندلا ۲۷ سال از عمر خود رو در زندان بود و بیشتر این زمان رو با اعمال شاقه گذراند. اما در این دوره تونست در حقوق مدرک بگیره، بیانیهای سیاسی رو مخفیانه به بیرون از زندان بفرستد و زندگی نامه ی خود رو بنویسه. زمان طولانی حبس اون تونست هاله ای از رمزوراز بر گرد چهره اش ترسیم کنه و واسه اون به عنوان مبارز راه آزادی، اعتبار بسازه. آخرسر در سال ۱۹۹۰، تحت فشارهای بین المللی، هم اون از زندان آزاد شد و هم رژیم آپارتاید از بین رفت. چند سال بعد، در ۱۹۹۴، در اولین انتخابات پارلمانیِ چندنژادی، به عنوان اولین رئیس جمهوری آفریقای جنوبی انتخاب شد. در سال ۱۹۹۹، ماندلا از سیاست انصراف کرد، اما بازم تا هنگام مرگ به گسترش صلح و عدالت اجتماعی در سراسر جهان ادامه داد.

۹. اوا پرون

شخصیتای کاریزماتیک تاریخ چه کسائی بودن؟ - قسمت 2 آرایش ، زیبایی و مدل لباس

شاید به خاطر محبوبیت نمایش موزیکال «اویتا»، اونو به همین نام بشناسین. اما مهم نیس اونو اویتا بنامید یا اوا پرون، چراکه به هرحال ماریا اوا دوارته پرون در قرن بیستم میلادی اثر شگرفی بر زندگی میلیونا آرژانیتی گذاشت. اون در سال ۱۹۱۹ در شهر کوچیک لوس تولدوس به دنیا اومد. در جوونی به بوینس آیرس رفت تا بازیگر شه. بااینکه استعداد زیادی در بازیگری نداشت، تونست به موفقیتایی برسه. اما وقتی در سال ۱۹۴۵ با خوان پرون ازدواج کرد، زندگی اش به خاطر این به اونو شد.

شخصیتای کاریزماتیک تاریخ چه کسائی بودن؟ - قسمت 2 آرایش ، زیبایی و مدل لباس

خوان پرون سرهنگ و افسر دولت بود و در سالی که با اوا ازدواج کرد رئیس جمهوری آرژانتین شد. اوا فن بیان خوبی داشت و بی معطلی تصمیم گرفت به عنوان بانوی اول آرژانتین واسه استیفای حقوق زنان و کمک به محرومان و فقرا از این موهبت ذاتی استفاده کنه. اون با فقرا رابطه خوبی داشت و اونا رو «پابرهنگان من» می نامید. اون واسه کمک به فقرا بنیادی تأسیس کرد که بیشتر خود بهش پول می داد.

اوا وزیر بهداشت و وزیر کار آرژانتین بود. اما در جامعه ی مردسالار اون زمان آرژانتین، این چیزی بی سابقه بود. چیزی نگذشت که اوا پرون هم زمان محبوب و مبغوض میلیونا نفر شد: محبوب کسائی که به اونا کمک می کرد و مبغوض کسائی که یا فکر میکردن زنان نباید فعال سیاسی باشن یا از حکومت خودکامه ی شوهر اوا ناراضی بودن.

در سال ۱۹۵۱ که شوهر اوا دوباره نامزد ریاست جمهوری شده بود، بعضی اصرار داشتن اوا معاون اول پرون بشه. ارتش مخالف این موضوع بود و اوا هم اونو نپذیرفت. اون در ۱۹۵۲ در ۳۳سالگی و بر اثر سرطان فوت کرد. اوا در این عمر کوتاه تونست به بسیاری چیزها در زندگی برسه. هزاران نفر به واتیکان پیشنهاد کردن اونو در گروه قدیسان بذاره.

۱۰. آنگ سان سو چی

شخصیتای کاریزماتیک تاریخ چه کسائی بودن؟ - قسمت 2 آرایش ، زیبایی و مدل لباس

آنگ سان سو چی که طی بیست سال در وطن خود، میانمار، (برمه ی سابق) زندانی بود، به نماد آزادی کشورش تبدیل شده. اون دختر مؤسس ارتش جداگونه برمهه؛ پدرش که با بریتانیا بر سر استقلال برمه مشورت می کرد، آخرسر ترور شد.

سو چی در انگلستان، به همراه همسر بریتانیایی و فرزندانش زندگی معمولی داشت تا اونکه واسه مراقبت از مادر بیمارش به برمه بازگشت. در اون هنگام، از اون خواستن رهبری نهضت دمکراسی خواهی رو بر عهده بگیره. در ۱۹۸۸، به امید بازگرداندن دمکراسی به وطن خود، نیم میلیون نفر رو از طرف لیگ ملی واسه دمکراسی مورد خطاب قرار داد. طبیعتا هیئت نظارت برمه که اون کشور رو با حکومت نظامی ظالمانه اداره می کرد، از ایده ی اون استقبال نکرد. بااینکه حزب سو چی در انتخابات عمومی سال ۱۹۹۰ پیروز شد، هیئت نظارت نتایج رو به نفع حریف سو چی برگرداند، اونو در محدود کردن خونگی قرار داد و خود قدرت رو در دست گرفت. هیئت نظارت برمه با این شرط که سو چی برمه رو ترک و از سیاست انصراف کنه، حاضر به برداشتن محدود کردن خونگی بود، اما سو چی این شرط رو نپذیرفت و اعلام کرد بااینکه ممکنه خونواده خود رو هیچوقت نبیند، آمادهه تا پای جون به مردم برمه خدمت کنه.

اما آروم آروم، شرایط تغییر کرد. پس از فشارهای شدید بین المللی، سو چی که در اون هنگام یکی از زندانیان سیاسی بسیار برجسته در جهان بود، در آخرای ۲۰۱۰ از محدود کردن آزاد شد. هیئت نظارت درنهایت منحل شد و در ۲۰۱۲ انتخابات واقعی برگزار شد. طی این انتخابات، حزب لیگ ملی واسه دمکراسی تونست تموم صندلیای مجلس رو از اون خود کنه. کسی نمی دونه که سو چی در انتخابات بعدی نامزد ریاست جمهوری میشه یا نه. اما اگه حزب اون قوی بمونه، می تونه اکثریت قانونی رو در دست بگیره و نیروی انتخاب رئیس جمهوری رو داشته باشه.

منبع : howstuffworks.com